|
گرگان زمین
|
||
|
وبـلاگی از گرگانی بـرای همه! |
ذبيح الله ميقاني(سخنگوي شوراي شهر گرگان)
( باز هم تاكيد مي كنيم كه ما درون شهر به آنها زمين معاوض مي دهيم
و آنها از ساخت و ساز و تخريب ناهارخوران دست بردارند. )

حبيب الله قليش لي (رييس شوراي شهر گرگان):
( هر كاري شوراي شهر و شهرداري مي كند
كه جلوي ساخت و ساز در منطقه ناهارخوران را بگيرد، امكانش نيست! )

عجبا...
شگفتا...
مگه طرف مقابل چقدر زور داره كه از دست شهرداري و شوراي شهر گرگان كاري بر نمياد؟
اعضای شورای شهر گرگان: ساخت موزه در تپه نورالشهداء تخریب ناهارخوران است
حبيب الله قليش لي: تپه نورالشهداء ناهارخوران دغدغه امروز شهروندان گرگان
عبدالرضا چراغعلي: صحبت های متناقض مسئولان از شرایط ایجاد موزه جنگ
ذبيح الله ميقاني: زیرساخت های شهری جوابگوی ایجاد این پروژه در ناهارخوران نیست
فائزه عبدالهي: ناهار خوران اختصاصی می شود
زهرا نورا: حفظ ارزش های دفاع مقدس نباید به قیمت تخریب منابع طبیعی باشد
علي كلاتي: دلواپسی مردم از نظامی شدن این منطقه است
حسين ربيعي: نگرانی اعضای شورای شهر اختصاصی شدن منطقه است
جعفر گرزين(فرماندار): تاسيسات را درجنگل ايجاد نكنيم
مردم: مخالف
كارشناسان: مخالف
خانواده هاي شهدا و ايثارگران: مخالف
جانبازان: مخالف
مسوولان شهر: مخالف
اما...
.
.
.
مدیر کل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس: راه رفته را باید کامل کنیم!!
----------------------------------------------------------------
از بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاي مقدس به خاطر اين همه پايداري و مقاومت صميمانه تشكر مي كنيم و آرزومنديم در مواقعي كه پاي منافع ملي در ميان است هم به همين قدرت از خود پايداري نشان دهند.
و اين ناهارخوران گرگان است كه نفس هاي آخرش را مي كشد.
تیم بسکتبال شهرداری گرگان قهرمان لیگ برتر بسکتبال نوجوانان ایران شد.
نوجوانان بسکتبالیست گرگانی ظهر روز 22 اردیبهشت 91 طی دیداری حساس، نفسگیر و جذاب با نتیجه 58 بر 55 مهرام تهران را شکست داده تا با شایستگی هر چه تمام بر بلندای بسکتبال ایران تکیه زنند.
شهرداری گرگان برای کسب این مقام ارزشمند در دور مقدماتی رقابت ها با قاطعیت تیم های دانشگاه آزاد تهران، پتروشیمی بندرامام، و ذوب آهن اصفهان را شکست داده و به مرحله نیمه نهایی رقابت ها صعود کرد.
در مرحله نیمه نهایی که عصر دیروز 21 اردیبهشت 91 برگزار شد فرزندان شایسته گرگان زمین با ارائه یک بازی تماشایی با نتیجه 67 بر 60 صنایع فولاد ماهان اصفهان را از پیش رو برداشتند تا در دیدار فینال به مصاف مهرام که موفق شده بود دانشگاه آزاد را شکست دهد بروند.
بازی نهایی این رقابتها در حالی امروز در سالن امام خمینی گرگان برگزار شد که پیش از آن دانشگاه آزاد تهران با پیروزی بر صنایع فولاد ماهان اصفهان بر سکوی سوم لیگ برتر تکیه زده بود.
دیدار فینال عرصه رقابت مهرام حرفه ای، صاحب امکانات، سرمایه دار، و دارای ملی پوشان بسیار و نماینده پایتخت ایران با فرزندان سرزمینی بود که هرچند سرمایه مهرامی ها را نداشتند لیکن آمده بودند با تکیه بر تعصب و غیرت و سختکوشی شان ثابت کنند گرگان همچنان پایتخت بسکتبال ایران و سرزمین استعدادها است.
در این دیدار تماشایی و نزدیک، دو تیم جدالی پایاپای را به نمایش گذاشتند لیکن در انتهای بازی این گرگانی ها بودند که مزد تیزهوشی و تلاش شان را گرفته تا با پیروزی 58 بر 55 مقابل مهرام تهران، بر بلندای بسکتبال ایران تکیه زنند و ثابت کنند هر چند تیم بزرگسالان این شهر به دلیل سرمایه گذاری کم در مقایسه با رقبای پولدار، طی سالهای اخیر بر میانه های جدول رقابت های لیگ برتر تکیه میزند لیکن این دیار پر از استعدادهایی است ناب که همسان آنها را به راحتی نمی توان در دیگر مناطق یافت.
هدایت تیم گرگان که با حمایت ابراهیم کریمی شهردار گرگان و رئیس هیئت بسکتبال شهرستان در این رقابتها حضور داشت برعهده هادی ایزدپناه و فراز زحمتکش بود.
پی نوشت یک: امیدواریم صدا و سیما و دیگر رسانه ها به قدر ارزش این رویداد به آن توجه کنند.
پی نوشت دو: امیدواریم این تیم افتخارآفرین به حال خود رها نشده و با برنامه ریزی صاحبنظران، طی یک پروژه چند ساله شاهد حضور این استعدادها در تیم های بزرگسالان گرگان زمین باشیم.
پی نوشت سه: لازم به یادآوری است علاوه بر تیم اول بسکتبال گرگان که با نام شهرداری در سوپرلیگ حضور می یابد، تیم دوم گرگان نیز با صعود از دسته دوم از سال جاری با نام شهرداری نوین در لیگ دسته اول بسکتبال ایران حضور می یابد.
جلوی تخریب سرمایه های گرگان می ایستیم. هرکه باشد و برای هر چه که باشد مهم نیست. آنقدر حق مردم را به سادگی خورده اند که دیگر برای مردم از دست دادن حقوقشان طبیعی و عادی است.
اما این بار... صدایمان را بلند می کنیم.
چیز زیادی هم نمی خواهیم.
تنها می خواهیم سرمایه های ما و نسل های آینده مان را به این سادگی نابود نکنند.
با اینکه می دانیم در ایران آنچه به جایی نرسد فریاد است. اما خیالمان راحت است که در برابر مواخذه های نسل های آینده بگوییم "ما با تمام قوا اعتراض کردیم". هرچند به قول یکی از دوستان حریفمان این بار قدرتمند است و می تواند به راحتی از همه چیز ساقطمان کند. اما من و ما باز هم به تخریب جنگل ناهارخوران اعتراض داریم.

http://esterabadie.persianblog.ir/post/127/
*
"عصر پنج شنبه هفته گذشته و در قالب بازي برگشت رقابت هاي پلي آف ليگ برتر بسكتبال، تيم شهرداري گرگان با نتيجه 53 بر 109در تهران و در مقابل مهرام شكست خورد"
اين جمله، خبري بود كه پس از بازيهفته گذشته بسكتبال دوستان گرگاني را دچار شك كرد و عصبانيت قشري از گرگاني هاي متعصب را درآورد. اما اين ناراحتي ها تنها به خاطر اين نتيجه ي ضعيف تيم شهرداري نبود بلكه حواشي اي كه در اطراف اين بازي وجود داشت حساسيت اين بازي را بيشتر كرده بود و هضم اين باخت را براي گرگاني ها سخت تر.
همه چيز از زماني شروع شد كه برنامه برگزاري بازي ها تغيير كرد و بازي رفت تيم هاي مهرام و شهرداري كه قرار بود بيست و ششم فروردين در گرگان برگزار شود به تهران منتقل شد و مطابق همين برنامه بازي برگشت روز دوشنبه بيست و نهم در گرگان بايد برگزار مي شد. شهرداري گرگان در بازي رفت و در تالار بسكتبال آزادي تهران با نتيجه 94 بر 73 با اختلافي در حدود بيست امتيازي مغلوب حريف قدرتمند تهراني خود شد. اين نتيجه، نتيجه اي قابل پيش بيني براي اهالي بسكتبال بود. تيم شهرداري گرگان كه پيش از آغاز مرحله پلي آف و به خاطر مسايل مالي مجبور شده بود بازيكن خارجي اش را از دست بده قطعا شانسي براي پيروزي در مقابل تيمي با دو بازيكن خارجي و چند بازيكن ملي پوش نداشت. پس از اين بازي، گرگاني هاي بسكتبالدوست منتظر فرا رسيدن بازي برگشت بودند تا بتوانند بازي تيم محبوبشان را در مقابل مهرام كهكشاني در گرگان تماشا كنند.
اما سرمربي تيم گرگان با اعلام خبر برگزار شدن بازي برگشت در تهران آب سردي را بر آتش اشتياق جوانان گرگاني ريخت. اسدالله كبير طي مصاحبه اي اعلام كرد "به علت اينكه ما مي دانيم اين بازي را هم خواهيم باخت و چون از طرفي تيم مهرام در روز دوشنبه بازي آسیایی دارد با هماهنگی مدیران باشگاه تصمیم گرفتیم با درخواست تیم مهرام مبنی بر برگزاری بازی برگشت در تهران موافقت کنیمتا بتوانیم به تیم مهرام هم در روند مسابقات آسیایی کمک کرده باشیم"
اما همانطور که گفته شد این کار به مزاق خیلی ها خوش نیامد و انجمن هواداران بسکتبال گرگان به عنوان نهاد رسمی حمایت از هواداران بسکتبال در گرگان در اقدامی فوری متن اعتراض خود را بر روی وبلاگ رسمی اش قرار داد و در آن نوشت" آقایان، بسکتبال گرگان فروشی نیست! این اقدام ناشایست برای اولین بار است که اتفاق می افتد و مسوولان تیم گرگان، مردم شریف گرگان را از تماشای دیدار خانگیبا مهرام محروم می کنند. پاداش عشق بهگرگان و بسکتبال این است؟"
روی سخنم نه با مسوولین بدقول ورزش استان است که در پرداخت های مالی همیشه کمیتشان لنگ است و نه با مدیران باشگاه است که همه چیز را به گردن مسایل مالی می اندازند بلکه روی صحبتم با شخص جناب سرمربی است. جناب آقای کبیر، بدون اغراق شما اسطوره ی بسکتبال ایران و از افتخارات تمام نشدنی بسکتبال گرگان هستید. با تمام احترامی که برای تجربه شما قائلم از شما می خواهم خودتان را برای لحظاتی جای بازیکنان جوانتان بگذارید. وقتی به عنوان یک بازیکن، سرمربی تیمم پیش از آغاز بازی و در مصاحبه ای بگوید "هیچ شانسی برای پیروزی نخواهیم داشت" آیا دیگر چه انگیزه ای برای جنگیدن در من باقی می ماند؟ درست است که قدرت مهرام در خیلی از موارد بیش از شهرداری گرگان است، اما شنیدن این جمله همچون خنجری بر پیکر خسته ی بسکتبال گرگان می نشیند.
سرمربی محترم تیم بسکتبال گرگان، شما در جای دیگری از تعهدات مالی تیم مهرام در قبال بازی برگزاری بازی برگشت در تهران سخن به میان آورده بودید. حال از شما می خواهم خودتان را به جای یکی از چند هزار هوادار پرشور بسکتبال گرگان بگذارید. وقتی تماشای بازی تیم محبوبتان را در قبال پول کلان حریف از دست می دهید چه احساسی به شما دست می دهد؟ اشک ها و لبخند های هوادارانی را که بی هیچ چشم داشتی برای تیم بسکتبال از جان و دل مایه می گذارند را به چه قیمتی و در ازای چه تعهد مالی تیم مهرام معامله کردید؟

آقای کبیر، هواداران و علاقه مندان به بسکتبال گرگان بدون شک از شما انتظار برد در مقابل تیمی مانند مهرام را ندارند زیرا گرگانی ها آنقدر فهمیده هستند که تفاوت میان مهرام چند میلیارد تومانی و شهرداری گرگان چند صد میلیون تومانی را درک کنند؛ اما نمی توانند در قبال اینگونه حرکات و معامله ها نیز سکوت کنند. بسکتبال دوستان به خوبی متوجه بازی سرد و بی انگیزه بازیکنان تیم بسکتبال گرگان در بازی پنج شنبه تیمشان مقابل مهرام تهران شدند و علتش را جز سرخوردگی بازیکنان نمی دانند. همیشه کسی که امتیازش بالاتر است برنده نیست، بلکه گاهی شاید بازنده بازی در نزد هواداران برنده واقعی محسوب شود. گرگانی ها از شما و تیم گرگان انتظار قهرمانی ندارند، بلکه تنها انتظارشان این است که از جان و دل و مردانه بجنگید و اگر قرار است ببازید، مردانه و باافتخار ببازید و مطمئن باشید که بسکتبال دوستان واقعی گرگان هم تیم شهرشان را تنها نخواهند گذاشت.
*منتشر شده در روزنامه همشهري 1391/2/9
*
عملکرد صدا و سیما به عنوان پرمخاطب ترین و عمومی ترین رسانه امروز ایران همیشه با حرف و حدیث هایی همراه بوده است. مطابق ماده سوم اصل یکصد و هفتاد و پنج قانون اساسی جمهوری اسلامی، صدا و سیمای مرکز می تواند برای پوشش بهتر اتفاقات و رویدادها در چارچوب قوانین مربوطه در داخل کشور در هر استان، به تأسیس مراکز رسانهای و یا دفاتر خبری در خارج از کشور به ایجاد نمایندگی رسانهای مبادرت ورزد که استان گلستان نیز با دارا بودن صدا و سیمای مرکز گلستان موسوم به سیمای سبز از مرکز رسانه ای بهره مند است.
سیمای گلستان با سابقه ای بیش از ده ساله موظف است تا برای تمام شهرهای گلستان برنامه هایی در سطح آن شهر ترتیب ببیند و رویدادهای مهم تمام شهرهای استان را بصورت عادلانه منعکس سازد و در این بین بالاخص مدیران مرکز "سیمای سبز " با توجه به تنوع قومیتی گلستان وظیفه ی خطیری را بر دوش می کشند؛ وظیفه ای که گاهی شاهد آنیم که متاسفانه بصورت تمام و کمال انجام نمی پذیرد.
یکی از مهم ترین بخش هایی که متاسفانه در سیاستگذاری کلان سیمای مرکز گلستان مورد بی توجهی قرار گرفته، بحث رعایت عدالت بین تمام شهرهای استان است. این بدان معناست که هر کدام از شهرها با توجه به نیازها، ظرفیت ها و دغدغه هایشان مورد پوشش سیمای استانی قرار گیرند. اما متاسفانه سیمای گلستان با نادیده گرفتن بند10 ماده 5 اصل 175 قانون اساسی مبنی بر اطلاع رسانی بهنگام، صحیح، دقیق و مؤثر از رویدادهای داخلی و خارجی و پرهیز جدی از هر گونه حالت انفعالی در خبررسانی، هر روز بیش از پیش از ماهیت اصلی وظایف خود فاصله می گیرد. اما رویکرد صدا و سیمای گلستان نسبت به شهرهای مختلف استان، نگاهی چندگانه و متناقض است. به نحوی که پوشش رسانه ای شهرهایی خاص بصورت مشهودی بیش از دیگر نقاط استان است و حتی شهر گرگان نیز با اینکه لقب مرکز استان را یدک می کشد از این سیاست سیمای سبز در امان نمانده و بعضا شاهد بی مهری های مدیران غیربومی نسبت به تاریخی ترین شهر شمال ایران و مرکز استان گلستان نیز هستیم.
نمونه ی بارز این بی مهری ها نسبت به گرگان را در پوشش رسانه ای ورزش گرگان مشاهده می کنیم. ورزش اول شهر گرگان بسکتبال است. ورزشی که برای گرگانی ها جنبه ی میراثی گرانقدر و پر حیثیت را دارد. تیم بسکتبال شهرداری گرگان نیز به عنوان پرسابقه ترین تیم در لیگ برتر بسکتبال ایران سالیان سال است که ستارگانی را به جامعه ی بسکتبال کشور و تیم ملی ایران تحویل داده است. اما با این وجود، سیمای گلستان از پخش زنده ی بازی های این تیم که پرطرفدارترین تیم بسکتبال ایران نیز هست سر باز زده و با پیش کشیدن مسایل مالی و درخواست مبالغ هنگفت از هیات بسکتبال استان، از این کار امتناع می ورزد. این حرکت خزنده صدا و سیما در دوری کردن از گرگان و مسایلش سابقه ای چندین ساله را پشت سر گذاشته است. علی نصیبی در دی ماه 87 مطلبی را در همین باره در وبلاگ "گرگان ما" منتشر کرد و در آن نوشت: «صدا و سیمای گلستان با حرکت برخلاف خواسته های عمومی جامعه از پخش مستقیم دیدار حساس شهرداری گرگان و ذوب آهن اصفهان در چارچوب سوپرلیگ بسکتبال باشگاه های کشور خودداری کرد تا نشان دهد آشنایی چندانی با ذائقه اهالی این سامان ندارد. روز پنجشنبه پنجم دی ماه 87 ، در حالی نمایندگان دو قطب بسکتبال کشور در گرگان به مصاف یکدیگر رفتند که سالن بازی، ساعتی پیش از مسابقه لبریز از تماشاگر شده بود و از این رو بسیاری ترجیح داده بودند با حضور در خانه ها از شبکه استانی تماشاگر این دیدار باشند. همچنین به دلیل محرومیت خانم ها یا به واقع نیمی از جامعه از تماشای دیدارهای ورزشی در سالن یا زمین مسابقه، آنان نیز بی صبرانه در انتظار پخش بازی از شبکه سبز و تماشای هنرنمایی فرزندان و همشهریانشان در قالب تیم شهرداری گرگان با حریف قدرتمند خود بودند. در این بین صدا و سیمای استان در روزی که می توانست با پخش مستقیم این دیدار، هم بر مخاطبان خود افزوده و هم در شادی گرگانیان شریک شود از به روی آنتن بردن مسابقه بسکتبال گرگان و اصفهان خودداری کرد تا باعث گلایه تماشاگران حاضر در سالن که با شعارهایشان به انتقاد از این موضوع پرداختند نیز شود.» اگر به این مساله نیز از دیدگاه قانون بنگریم باز هم صدا و سیمای گلستان با زیر پا گذاشتن بند18 ماده 5 اصل 175 قانون اساسی در خصوص تکریم مقام والای زن نشان داده است که کمترین توجهی به حقوق بانوان علاقه مند به ورزش و تمامی اقشاری که بنا به هر دلیلی توان حضور در سالن و تماشای از نزدیک بازی را ندارند؛ نشان نمی دهد و سریال های تامینی و وارداتی را بر رویدادهای مهم شهر گرگان ارجح می پندارد.
آغاز موج اعتراض به صدا و سیما از سالن بسکتبال
اما موج جدید اعتراضات به این رویکرد صدا و سیمای گلستان بار دیگر از سالن بسکتبال و از میان هواداران گرگاندوست نشات گرفت و "انجمن هواداران بسکتبال گرگان" طی بیانیه ای خطاب به استاندار گلستان و همچنین عزت الله ضرغامی رییس سازمان صدا و سیمای ایران، اعتراض خود را نسبت به عدم پخش زنده تلویزیونی بازی های تیم بسکتبال شهرداری گرگان اعلام کرد. روابط عمومی این انجمن در این بیانیه آورده است: هر هفته هزاران نفر از جوانان و مردم گرگان، راهی سالن امام خمینی مجموعه آزادی گرگان می شوند تا بتوانند بازی تیم محبوبشان را از نزدیک تماشا کنند؛ اما به چند دلیل بخش اعظمی از علاقه مندان و عاشقان بسکتبال گرگان توانایی حضور در سالن را ندارند. قشرهای زیادی از مردم مثل بانوان، کارمندان، کسبه، افراد مسن و... هر هفته منتظر پخش مستقیم بازی بسکتبال از شبکه به اصطلاح استانی گلستان هستند اما همچنان با بی مهری دوباره ی صدا و سیما رو به رو می شوند و از تماشای بازی تیم محبوبشان محروم می مانند. نکته ی جالب اینجاست که در تمام دنیا (و حتی در لیگ برتر فوتبال ایران) رسم بر این است که صدا و سیما برای پخش مسابقات ورزشی مبالغی را به باشگاه ها می پردازد و اصطلاحا حق پخش بازی ها را خریداری می کند تا با این کار هم بتواند از هزینه های باشگاه بکاهد و هم کمکی را به باشگاه کرده باشد.
صدای اعتراض اعضای شورا هم درآمد
در پی اعتراض هواداران ورزش گرگان به این مشی سیمای گلستان، عبدالرضا چراغعلی عضو شورای اسلامی شهر گرگان نیز در نطق پیش از دستور خود در روز شنبه 29 بهمن ماه به این وضعیت اشاره کرد و گفت:« برخی از شهروندان و هواداران این تیم طی ارسال نامه ای به کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و زیست شهری شورا، خواستار پیگیری این موضوع و انجام مذاکرات رسمی در این خصوص شدند. متاسفانه صدا و سیمای مرکز گلستان در زمینه پخش مسابقات ورزشی توجه خاصی به خواسته هواداران این تیم ندارد. با توجه به حجم هواداران و علاقه مندان بسکتبال گرگان که بنا به هر دلیلی، توانایی حضور در سالن و تماشای مسابقات را از نزدیک ندارند، صدا و سیمای گلستان در راستای حمایت از این تیم پرطرفدار و احترام به مردم فهیم گرگان باید شرایط پخش مستقیم بازی های تیم بسکتبال شهرداری گرگان را فراهم نماید.»
اعتراض وبلاگنویسان گرگانی و سایت های همسایه!
این روند صدا و سیمای گلستان حتی باعث شد صدای اعتراض گرگانی ها در فضای مجازی نیز بلند شود و خیل عظیمی از وبلاگ هایی که مسایل گرگان را پوشش می دهند با انتشار مقالات و گزارش هایی به "سیمای سبز گلستان" اعتراض کنند و از مسوولان خواهان پاسخگویی شوند. حتی جالب اینجاست که صدای این اعتراض، گاهی از گلوی رسانه های استان های دیگر نیز به گوش برسد. وب سایت های خبری تحلیلی "شمال فردا" و "شمال نیوز" که از مازندران اداره می شوند نیز در گزارش هایی به انعکاس این اعتراض ها پرداختند. شمال فردا در مقاله ای در همین باره نوشت: «شبکه های استانی یکی از ارکان مهم رسانه ملی هستند که قادرند در تحقق توسعه ی محلی و گام نهادن در مسیر رشد و توسعه ای متوازن مثمرثمر واقع شوند. این مهم در استان کمتر توسعه یافته ای چون گلستان، اهمیت ویژه ای می یابد که پیش شرط اساسی آن، وجود رویکرد و اندیشه ای بر مدار نگرش های علمی و واقع گرایانه است که بدون تأثیرپذیری از برخی افکار و سخنان سست بنیان و نسنجیده و قویاً بر مبنای واقعیات جاری و موجود در سطح محلی شکل پذیرد. این اصل، با سیاست های سازمان صدا و سیما سازگاری کامل دارد اما جهت دار شدن برنامه های تولیدی و رنگ باختن مرکز استان در برنامه های سیما، عدم انعکاس بسیاری از رویدادهای حائز اهمیت-که مصادیق آن بسیارند- و در عوض پرداختن افراط گونه به برخی مباحث غیرضروری از نوعی نگاه غیرحرفه ای، تزلزل عملکردی و نبود انتظام راهبردی در سیمای مرکز گلستان حکایت دارد و ضعف مدیریت محلی این را رسانه آشکار می سازد؛ بدون شک متضرر نهایی این نابسامانی، مردم هستند. "شبکه سبز" از یک سو خود را رسانه ای بومی و استانی می نامد و عموم مردم استان را در بهره مندی یکسان از این رسانه، ذی حق می شمارد و از سوی دیگر خواسته یا ناخواسته، شهرستانی را که یک چهارم جمعیت گلستان و سهم عمده ای از چالش های استان را در برگرفته است و مرکز استان نیز هست، به راحتی از یاد می برد و به جای آنکه در بازتاب مشکلات و مسائل مبتلابه مرکز ،اهتمام ورزد ناآگاهانه این حقیقت را به راحتی وا می نهد؛ نتیجه این سیاست یک بام و دو هوا به محاق رفتن موضوعات اساسی مرکز استان گلستان است.
تذکر مدیرکل سازمان ورزش و جوانان استان
اما مدیرکل سازمان ورزش و جوانان گلستان نیز در جلسه ای که در هفته ی گذشته با مدیران صدا و سیمای گلستان داشت از لزوم پوشش بهتر مسابقات ورزشی توسط سیمای سبز سخن به میان آورد و گفت:« ورزش يكي از بهترين و سالم ترين تفريح مي باشد كه با برنامه ريزي هم جسم و هم روح مردم بويژه جوانان را پرورش مي دهد و تعامل اداره كل ورزش و جوانان و صدا و سيماي مركز گلستان مي تواند بيشترين تاثير را در سالم سازي و ايجاد روحيه نشاط و شادابي را در جامعه داشته باشد. پاشا به عنوان متولی ورزش استان در این نشست گفت صدا و سيما با داشتن متقاضيان بسيار در سنين مختلف و زمانهاي طولاني مي تواند در كوتاه ترين زمان و به بهترين صورت رويدادهای مهم اجتماعی را بخصوص ورزشي را اطلاع رساني كرده و بيشترين تاثير را در ايجاد روحيه نشاط ، شادابي و سلامت جامعه ايفا نمايد.»
حال با تمام این تفاسیر باید دید پس از این موج اعتراضی گرگانی ها نسبت به گرگان گریزی "سیمای سبز"، آیا صدا و سیمای گلستان تغییری در این روند خود به وجود خواهد آورد و یا باز هم بر این رویکرد که بیش از یک چهارم جمعیت استان را نادیده بگیر، پافشاری خواهد کرد؟
*منتشر شده در شماره 388 هفته نامه سلیمباز هم جدايي نادر از سيمين
باز هم افتخار
باز هم افتخار
باز هم افتخار
و اين بار...
اسكار


متن بیانیه این انجمن به شرح زیر است:
صدا و سیمای گلستان انتخاب کند:
مردم یا پول
همانطور که همه می دانیم تیم بسکتبال شهرداری گرگان یکی از پر طرفدار ترین تیم های ورزشی ایران نیز محسوب می شود، اما انگار صدا و سیمای مرکز گلستان برای پخش کردن بازی های ورزشی معیار ها و ملاک های دیگری را در نظر دارد که همه ما به خوبی از آن اطلاع داریم.
هر هفته هزاران نفر از جوانان و مردم گرگان راهی سالن امام خمینی مجموعه آزادی گرگان می شوند تا بتوانند بازی تیم محبوبشان را از نزدیک تماشا کنند، اما به چند دلیل بخش اعظمی از علاقه مندان و عاشقان بسکتبال گرگان توانایی حضور در سالن را ندارند. قشر های زیادی از مردم مثل بانوان، کارمندان، کسبه، افراد مسن و... هر هفته منتظر پخش مستقیم بازی بسکتبال از شبکه به اصطلاح استانی گلستان هستند اما باز هم با بی مهری دوباره ی صدا و سیما رو به رو می شوند و از تماشای بازی تیم محبوبشان محروم می مانند.
اما صدا و سیمای گلستان که این روزها در آن هیچ نشانی از گرگان دیده نمی شود و هر روز به صورت محسوس و برنامه ریزی شده از مسایل شهر گرگان فاصله می گیرد، در مقابل این حجم درخواست های مردم از پخش مستقیم بازی ها امتناع کرده و از هیات بسکتبال برای پخش هر بازی درخواست مبلغ هنگفتی را کرده است که طبعا پرداخت هزینه هایی اینچنین سنگین، از توان هیات بسکتبال خارج است.
نکته ی جالب اینجاست که در تمام دنیا (و حتی در لیگ برتر فوتبال ایران) رسم بر این است که صدا و سیما برای پخش مسابقات ورزشی مبالغی را به باشگاه ها می پردازد و اصطلاحا حق پخش بازی ها را خریداری می کند تا با این کار هم بتواند از هزینه های باشگاه بکاهد و هم کمکی را به باشگاه کرده باشد. هر چند در جوامع پیشرفته فروختن حق پخش تلویزیونی توسط باشگاه ها یکی از راه های کسب درآمد برای باشگاه محسوب می شود، اما به خوبی واضح است برای رسیدن به آن نقطه به ساختاری مدون نیاز است که متاسفانه در ایران تا کنون شکل نگرفته است و گاها شاهد هستیم در اینگونه مسایل، ایران بر خلاف جهت دنیا حرکت می کند و به جای اینکه به باشگاه ها حق پخش بدهد از آنها طلبکار نیز هست.
خوب است مسوولان صدا و سیما هم کمی انصاف به خرج دهند. باشگاهی مثل شهرداری گرگان که از نظر بودجه جزو ضعیف ترین تیم های لیگ برتر است و بودجه اش همان از پول بیت المال است چگونه می تواند برای هر بازی هزینه های هنگفت مورد درخواست شما را پرداخت کند؟
از نگاه دیگر شاید مسوولان باشگاه فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان علاوه بر عدم توانایی تغذیه مالی صدا و سیما؛ نتواند به اندازه ای مسوولان والیبال و اسبدوانی و در کل ورزش گنبد با مسوولان صدا و سیما ارتباط دوستانه!! برقرار کند و از قدرت لابی های گنبدی ها بی بهره باشد و احتمالا یکی از دلایلی که بازی های تیم های گنبدی و یا اسبدوانی گنبد در هفته چندین مرتبه از صدا و سیمای گلستان پخش می شود، اما بسکتبال گرگان در طول هفته حتی یک بار هم اجازه پخش پیدا نمی کند همین است. این حجم پوشش تلویزیونی ورزش گنبد به حدی است که گاهی حس می کنیم نکند گنبد مرکز استان گلستان باشد و گرگان با این جمعیت و سابقه تاریخی زیر مجموعه شهری همچون گنبد محسوب شود!!
در پایان انجمن هواداران بسکتبال گرگان درخواست خود را همانطور که در پارچه نوشته ای در بازی مقابل تیم شیراز اعلام کرده بود، در این بیانیه نیز تکرار می کند که بدین وسیله از رییس سازمان صدا و سیما جناب آقای ضرغامی و استاندار گلستان جناب آقای قناعت خواستاریم که به با توجه به حجم هوادار و عاشق بسکتبال گرگان که بنا به هر دلیلی توانایی حضور در سالن و تماشای از نزدیک بازی را ندارند، تذکرات لازم را به مسوولان صدا و سیمای گلستان گوشزد کنند تا بخاطر احترام به مردم فهیم گرگان شرایط پخش مستقیم بازی های تیم بسکتبال شهرداری گرگان هر چه سریعتر فراهم آید.
همینطور از تمامی مدیران ورزش و مسوولان شهر گرگان در خواست داریم ضمن حمایت از این درخواست به حق انجمن هواداران بسکتبال گرگان، هر کدام در حوزه مسوولیت خود شرایط را برای تحقق این خواسته ی مردم گرگان فراهم کنند و همکاری لازم را مبذول دارند.
باشد که بسکتبال گرگان با حمایت همه جانبه ی مسوولان گرگانی و گرگاندوست همچون گذشته خوش بدرخشد.
و من الله توفیق.
روابط عمومی انجمن هواداران بسکتبال گرگان
از کاندیدا می پرسم فکر می کنی چه عاملی باعث این حضور شده؟ انتظار داشتم که مثلا بگوید برای شنیدن حرف های من آمده اند یا بگوید مردم ما هوشیارند و به خوبی پیگیر مسایل روز سیاسی هستند. یا اینکه حداقل بگوید این مردم از دوستان و آشنایانم هستند و با دعوت و خواهش من به اینجا آمده اند. اما کاندیدا هیچ کدام از اینها را نگفت. نامزد محترم انتخاباتی در کمال خونسردی و ایضا خوشحالی اعترافی کرد که هیچ گاه فکرش را هم نمی کردم. او علت حضور آن جمعیت را، خوردن شام ذکر کرد. احساس کردم اشتباه شنیده ام و وقتی دوباره سوالم را پرسیدم او هم دوباره با همان لحن، حرف خود را تکرار کرد.
می گویم با این حال تصور می کنید تمام این افراد به طور قطعی به شما رای خواهند داد؟ می گوید با این همه پولی که من داده ام، مگر می شود رای ندهند؟ با تعجب می پرسم: پول؟ با لبخند موذیانه ای جواب می گوید از شما بعید است که یکی از اولین قوانین دنیای سیاست را بلد نباشید. می پرسم: کدام؟ می گوید یعنی شما نمی دانید که در این دنیا هر کس قیمتی دارد! یکی را با یک پرس شام می شود از آن خود کرد؛ یکی را با پول؛ یکی را با قدرت و آنهایی را هم که نشود با هیچ کدام از این ها به چنگ آورد برای شان برنامه ویژه ای داریم.
می گویم می شود از برنامه های ویژه هم بگویید؟ چهره اش در هم می رود و می گوید دیگر نپرس. اصرار می کنم. آخر مجبورش می کنم گوشه ای بگوید. چیزهایی درباره قدرت و فشار و... می گوید اما من چیزی دستگیرم نمی شود.
از نامزد انتخاباتی می پرسم همین جمعیت کافیست یا برای جذب بقیه مردم برنامه دیگری هم دارید؟ می گوید بالاخره ما دوستانی هم در روستاهای اطراف داریم و کارهای ما را در مناطق مختلف انجام می دهند و در عوض ما هم بعدا از خجالت دوستان در خواهیم آمد. بالاخره ما هم دوستان مان را فراموش نخواهیم کرد. ما حواس مان به همه چیز هست!!
می گویم به کسانی که در ستاد شما برایتان فعالیت می کنند پولی هم می دهید؟ می گوید اگر ندهیم که کار نمی کنند. خود شما مگر مجانی کار می کنید؟ دیگر در این دوره زمانه کار کردن مفتی نمی شود. برای هر کسی به مقدار کاری که می کند هدایایی در نظر می گیریم. می گویم روابط خانوادگی هم در این پول دادن ها موثر است؟ می گوید بی تاثیر نیست.
از کاندیدا می پرسم برای این همه بریز و بپاش، بودجه از کجا می آوری؟ این بار نیشش تا نزدیکی های بنا گوش باز می شود و می گوید برای رسیدن به امروز، سال ها تلاش کرده ام. با تعجب می پرسم یعنی تمام این ها از جیب شخصی شماست؟ بر پیشانی اش چین می افتد و جواب می دهد: همه ی همه اش هم که نه. دوستان هم کمک می کنند. گفتم که، بالاخره ما هم دوستانی در اطراف خود داریم که به وقتش حمایتمان می کنند و ما هم به موقع آنها را حمایت می کنیم.
مجری برنامه از کاندیدا دعوت می کند تا در جایگاه قرار بگیرد و جمعیت پرشور حاضر را از سخنان خود بهره مند کند. نامزد محترم با عینکی بر چشم و لبخندی دیپلماتیک بر لب، پشت تریبون رفته و صحبت های مهم اش را شروع می کند. حرف هایش درباره صداقت، راستی، مردم داری، کار کردن برای مردم و وعده هایش درباره رفاه و پیشرفت و آبادانی است. حرف هایش به راستی که قشنگ و شنیدنی است؛ اما نمی دانم چرا فضای جلسه دیگر برایم تلخ و سنگین است و دیگر تاب شنیدن و نگاه کردن در چشمان مستمعان را ندارم. از همایش بزرگ حمایت از کاندیدا خارج می شوم و در راه تمام حرف هایش را چندباره و چندباره در ذهن مرور می کنم.
فردای آن شب به مجلس کاندیدایی دیگر دعوت بودم. از او هم همان سوال ها را پرسیدم. مانند کاندیدای شب گذشته رک و راست نبود؛ اما در لفافه همان حرف ها را می زد و قلب کلامش پول و وعده و شام و... بود. اما در شب دوم صحنه ی تلخی دیدم که باورش برایم سخت بود. بخش عظیمی از مردم حاضر در مجلس را همان مردم شب گذشته تشکیل می دادند!!!
نوشتن از این مسایل سخت است. معضلاتی که این روزها همه با آن دست و پنجه نرم می کنیم و همه به آن گرفتاریم اما همیشه صحبت از آن برایمان همچون تابو است و باز کردن و جراحی اش دردناک و طاقت فرساست. شاید بتوانیم امروز جلوی انتشار اینگونه مطالب را بگیریم ولی قطعا این کار در روند این جریان تاثیری نخواهد گذاشت.
پی نوشت یک: اگر عزیزان کاندیدا، هرکدام تنها یک درصد از تمام هزینه های بریز و بپاش های انتخاباتی شان را خرج مسایل خیریه و کمک به مستمندان کنند بدون شک دیگر از فقر اثری نخواهیم دید.
پی نوشت دو: این متن می تواند دروغ یا راست؛تخیل یا حقیقت و یا هر چیز دیگری باشد. اما تفسیر و قضاوت و تصمیم گیری درباره اش را به وجدان بیدار مردمی واگذار می کنم که خود همه چیز را خیلی بهتر از من می دانند و درک می کنند.
* در شماره 387 هفته نامه سليم با اندكي تغيير به چاپ رسيد.
هيچ كدام از هواداران گرگاني تصور اين را هم نمي كردند گرگان بتواند در اين بازي حساس حريف قدرتمندش را با 22اختلاف شكست دهد. تیم گرگان در حالی كه تنها دو هفته به پایان رقابت های لیگ برتر بسکتبال ایران مانده است، توانست در مقابل صنایع پتروشیمی ماهشهر که از حضور بازیکنان نامدار ایران در تیم حریف همچون امیر امینی، ایمان زندی و ... و نیز حضور بازیکن خارجی دو متر و سی سانتیمتری بهره مي برد، با نتیجه 67 بر 45 در مقابل تيم گرگان به زانو درآمد.

در اين ديدار آندره براون با كسب 27 امتیاز و 15 ریباند و 3 بلاک شات بهترين بازيكن تيم شهرداري گرگان بود. گفتني است ديگر بازيكنان تيم بسكتبال گرگان ازجمله حامد حسین زاده، سامان نیلی، هادی دهقان و... نيز بازي سرسختانه و قابل قبولي از خود به نمايش گذاشتند. بهرام رمضان سرمربي تيم بسكتبال صنايع پتروشيمي ماهشهر پس از شكست باور نكردنی برابر شهرداری گرگان رقابت سه تیم شیراز، زنجان و گرگان را برای رسیدن به پلیآف دلیل انگیزه این تیمها دانست وهمین مسئله را دلیل شكست تیمش عنوان كرد.
رمضان با بیان این مطلب كه گرگانیها انگیزه بسیار بالایی برای پیروزی داشتند به ایسنا گفت: شهرداری گرگان به همراه لوله a.s شیراز و همیاری زنجان برای رسیدن به پلیآف رقابتی نزدیك دارند كه همین مسئله انگیزه این تیمها را دو چندان كرده است. وی همچنین افزود: تماشاگران گرگانی با حضور پرشوری كه داشتند تاثیر زیادی در عملكرد تیمشان داشتند. در طول مسابقه هر چه زدیم به در بسته خوردیم. تمركز لازم برای مسابقه را نداشتیم و چنین شكست سنگینی را قبول كردیم.تیم گرگان در صورت پیروزی در بازی مقابل آ.اس شیراز كه پنجشنبه 27 بهمن در گرگان برگزار مي شود، مي تواند به جمع هشت تیم برتر سوپرلیگ بسکتبال راه یابد. در این بین به جهت پیروزی گرگان مقابل صنایع پتروشیمی ماهشهر باید پیش از همه به اسدالله کبیر بزرگمرد بسکتبال گرگان تبریک گفت که به خاطر سربلندی بسکتبال شهرش و خدمت به خاستگاهش زندگی سرشار از رفاه در تهران را رها کرد و به گرگان بازگشت.
نشست خبري تيم سرپوشان گرگان عصر روز يكشنبه برگزار شد. مجيد دزياني رييس باشگاه فرهنگي ورزشي سرخپوشان در اين كنفرانس خبري گفت: عدم حضور تیم فریکو سیرجان در گرگان در هفته پایانی لیگ برتر فوتبال بانوان برای انجام مسابقه علیرغم تاثیرگذار بودن نتیجه این بازی در تعیین قهرمان، نقطه ابهام لیگ برتر فوتبال بانوان ایران بود.
در این بین انتظار مي رود فدراسیون فوتبال و کمیته انضباطی برخورد قاطع با تیم فریکو سیرجان به جهت این حرکت ناجوانمردانه داشته باشد. بماند اینکه تیم ها پیش از انجام رقابت ها و در هنگام ثبت نام چک ودیعه را برای حضور منظم در رقابت ها به فدراسیون تحویل می دهند. لازم به ذکر است تیم گرگان در مذاکره با سیرجانی ها در پاسخ به توجیه آنان مبنی بر داشتن مشکل در تامین هزینه ها، اظهار کرده بود حاضر است علیرغم مشکلات مالی، خوابگاه و ... آنان در گرگان را تامین کند.
مجید دزیانی خاطرنشان کرد: تیم فوتبال سرخپوشان گرگان که همه بازیکنان آن بومی هستند در رقابتهای سال جاری علیرغم فاصله جغرافیایی بسیار با دیگر تیم های حاضر در لیگ برتر بانوان ایران، در نامناسبترین شرایط جوی با تحمل مشقات و هزینه کردهای مالی بسیار به جهت احترام به تیم های حریف و هوادارانشان، در زمین مسابقه حاضر شد لیکن نمیتواند علت حضور حریفش در بازی که در تعیین قهرمان لیگ برتر سرنوشت ساز بود تجزیه و تحلیل نماید.
قائم مقام سرخپوشان نيز در اين نشست گفت: تیم گرگان در رقابت های لیگ برتر فوتبال بانوان ایران لیاقت قهرمانی را داشت. با توجه به مشکلات مالی باشگاه، از آنجا که به بازیکنان تعهد داشته و به آنها قول داده بودیم، اکنون در حال پرداخت مبلغ قراردادهای آنان هستیم تا بتوانیم لااقل اینگونه پاسخگوی بخشی از زحمات آنها باشیم.
علی نصیبی گفت: در این بین تلاش ما به جذب بیش از پیش از اسپانسرها، بازگرداندن آرامش به تیم، فراهم کردن امکانات رفاهی مناسب، و ... استوار گشت و خوشبختانه این اقدامات هیئت مدیره و مدیرعامل، با بازخورد مناسبی از سوی مجموعه باشگاه مواجه شد و سبب گشت تلاش های بازیکنان و کادر فنی دوچندان شده و تیم نتایجی درخشان را در ادامه رقابت ها کسب کرده و در کورس قهرمانی قرار بگیرد.
علي نصيبي افزود: باشگاه فرهنگی ورزشی سرخپوشان علاوه بر تیم فوتبال دارای تیم فوتسال بانوان نیز بوده که این تیم علیرغم داشتن عنوان نایب قهرمانی جام حذفی ایران، در سال گذشته به علت مشکلات مالی از حضور در لیگ برتر ایران انصراف داده بود و در رقابت های سال جاری نیز به علت مشکلات مالی قصد حضور در لیگ یک را نداشته که در این صورت سقوط نماینده گرگان به دسته دوم حتمی است.

وی افزود: با همراهی مدیران استانی، شورا و شهرداری و سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان، اداره کل ورزش و جوانان استان، هیئت فوتبال و البته نیکوکاران گرگاندوست، با توجه به فشردگی رقابت ها، غیر از بازی مقابل انزلی و همدان، تیم را در باقی دیدارها به صورت هوایی اعزام کردیم.
سرخپوشان گرگان در پایان رقابت های لیگ برتر فوتبال بانوان با کسب 15 پیروزی و سه شکست، با 45 امتیاز و تنها با یک امتیاز اختلاف نسبت به شهرداری بم 46 امتیازی، نایب قهرمان ایران شد. کسب این مقام به گونه ای حادث شد که تیم سرخپوشان تا هفته آخر رقابت ها شانس قهرمانی را نیز داشت. تا پیش از برگزاری بازی های هفته آخر، جدول رقابت ها به گونه ای بود که اگر شهرداری بم در مقابل دلوار کشتی جنوب بوشهر شکست میخورد و از آن سو گرگان با تفاضل گل فریکو سیرجان را شکست میداد سرخپوشان قهرمان لیگ برتر میشد. اما در اواسط هفته متوجه شدیم دستوراتی به تیم فریکو سیرجان از داخل استان کرمان داده شده تا این تیم در مقابل گرگان حاضر نشود و نتیجه در نهایت سه بر صفر به سود گرگان اعلام شود تا سرخ پوشان به آن تفاضل گلی که برای قهرمانی نیاز داشت دست پیدا نکند. در این بین از طریق برخی بازیکنان بوشهر که با بازیکنان گرگان دوستی داشتند متوجه شديم مذاکراتی نیز با بوشهر برای به همراه نبردن همه بازیکنانش برای بازی با رقیب ما انجام شده است.
با اطلاع از این اتفاقات فورا با خانم شجاعی مسوول کمیته بانوان فدراسیون فوتبال تماس گرفته شد و رایزنی برای برگزاری رقابت های هفته پایانی در کمال سلامت و عدم تضییع حق سرخپوشان گرگان انجام شد و ایشان نیز به طور قطع بر لزوم حضور تیم سیرجان در گرگان تاکید کردند لیکن با این وجود و علیرغم انجام تبلیغات بازی در سطح شهر و آماده بودن تیم گرگان، فریکو سیرجان به گرگان نیامد تا بمی ها با مسجل شدن قهرمانی شان به واسطه حرکت غیراخلاقی تیم هم استانی شان، در بازی پایانی با بوشهر با آرامش خاطر به میدان بروند که البته با این وجود نیز نتوانستند در این دیدار به پیروزی برسند.
ذکر این نکته نیز جالب است که فدراسیون فوتبال در فاصله بین رقابت های دور رفت و برگشت و مسجل شدن رقابت سه تیم بم، گرگان و سیرجان برای قهرمانی، برنامه بازی های دور برگشت را تغییر داده و بازی دو هفته پایانی ما را با دو تیم بم و سیرجان که از قضا هر دو از استان کرمان هستند قرار داد. با این وجود و علیرغم این مسائل، تیم کاملا بومی گرگان که جوانترین تیم رقابت ها بود تنها با اختلاف یک امتیاز نایب قهرمان این رقابتها شد در حالی که بسیاری از كارشناسان، سرخپوشان گرگان را لایق قهرمانی میدانستند. در این بین با توجه به عدم برگزاری رقابت های جام حذفی فوتبال بانوان در سال جاری، زمزمه هایی مبنی بر حضور تیم گرگان تیم دوم لیگ برتر به عنوان نماینده ایران در جام حذفی باشگاه های آسیا شنیده میشود.
شامگاه دوشنبه یک برنامه رادیویی در ایران به محل منازعه کلامی جریان های اصولگرا تبدیل شد و طی آن عماد افروغ و علی مطهری، حمید رسایی و احمد سالک را “کاسب فتنه” و “دشمن آزادی بیان” خواندند. لحن تند شرکت کنندگان در این برنامه رایویی به گونه ای بود که مجری برنامه قدرت اداره جلسه را برای دقایقی از دست داد.
به گزارش روز، در ابتدای این برنامه رادیویی علی مطهری “رفتار نظام با مخالفان” را بسیار “خشن” توصیف کرد و گفت: “بله! نظام خشن عملکرد…مردم زیادی به یک آقا رای داده بودند، به نتیجه اعتراض داشتند… در نظرشان در انتخابات تقلب شده بود، اما برخورد حکومت با آنها آنقدر شدید بود که سرانجام کشور را دچار بحران کرد”.
این سخنان در حالی بیان می شد که حمید رسایی، نماینده افراطی حامی دولت و احمد سالک، روحانی تندرویی که به دخالت در جنایات کهریزک متهم است،در مقام پاسخگویی بی وقفه فریاد می زدند و خواستار قطع صحبت های علی مطهری بودند.
حمید رسایی از جمله گفت: “آنها معترض نبودند…آنها آمده بودند بانک ها را آتش بزنند. مگر امام با منافقین چگونه برخورد کرد؟ تعداد اینها نیز زیاد نبود. شما کلی حرف می زنید. اینها تعدادشان کم بود و فتنه گر بودند. از کجا می گویید جمعیت زیاد؟ اولا فرض می کنیم ۱۳ میلیون به اون آقا رای داد، بعد یک عده ای نه در همه ایران که در تهران، نه در همه تهران که در شمال تهران و نه در همه شمال تهران که در برخی محل های پراکنده آمدند و بانک ها و اتوبوس ها را آتش زدند….”.
اما علی مطهری سخنان وی را در حالی که از آنسو، احمد سالک در حال فریاد زدن بود و وقت برای صحبت می خواست قطع کرد و گفت:”آقای رسایی! اصلا مهم نیست چند نفر بودند. برخی می گویند سه میلیون. اصلا نه سه میلیون، یک میلیون، نه ۱۰۰ هزار، نه ۱۰ هزار نفر. آنها اعتراض داشتند و ما آنقدر بد عمل کردیم که اجازه ندادیم حرفشان را بزنند. من می گویم این رسم جهوری اسلامی نیست”.
در اینجا احمد سالک امکان صحبت پیدا کرد و گفت: “آقای مطهری! من از شما تعجب می کنم. اینها از قبل برای کودتا برنامه ریزی کرده بودند. بروید مصاحبه های آن آقا روز ۱۷ خرداد را با رسانه های بیگانه ببینید. آنها قصد آشوب داشتند و ولایت فقیه را هدف گرفته بودند”.
مطهری به وی چنین پاسخ داد: “نخیر آقا جان. حرف بی ربط نزنید! آنها اولش راهپیمایی آرامی برگزار کردند…”.
رسایی حرف های مطهری را قطع کرد و گفت: “آقای مطهری! مگر ۲۵ خرداد نیامدند؟ چه کسی با آنها برخورد کرد؟ چه کسی متعرض شد؟”
مطهری پاسخ داد: “مجوز که ندادیم… جمعیت شان آنقدر زیاد بود که نمی توانستیم برخوردی بکنیم. اما بعدا آنچنان برخورد کردیم که مسئله از انتخابات به سمت ولایت فقیه رفت. اینکار را ما خودمان کردیم. اصلا بر فرض آقای سالک نخست وزیر امام و رئیس مجلس هشت سال ایران جاسوس امریکا و اسرائیل و …، آن مردم که جاسوس نبودند، چرا با آنها خشونت کردیم؟ چرا اجازه ندادیم حرفشان را بزنند؟”
در واکنش به این سخنان، حمید رسایی اظهار کرد: “مگر امام با منافقین و جبهه ملی در همان سال اول انقلاب برخورد نکرد؟ این چه استدلالی است که تو می کنی برادر!”
مطهری در جواب گفت: “اولا من برادر تو نیستم. در ثانی آن امام بود. ثالثا منافقین اعلام قیام مسلحانه کرده بودند و جبهه ملی هم با رد لایحه قصاص، مرتد محسوب می شد. این ها با مردمی که معتقد بودند در انتخابات تقلب شده خیلی فرق دارد”.
پس از این جدال لفظی، مجری برنامه از حضور افروغ در استودیو خبر داد و خواستار آن شد که وی درباره موضوع نشست یعنی “انتخابات، رسانه و شایعه” صحبت کند، اما افروغ که بر افروخته به نظر می رسید در پاسخ مجری گفت: “من مایلم قبل از آنکه درباره موضوع شما صحبت کنم، به موضوع مهمتری بپردازم و آن هم موضوع کرکسان و کاسبان فتنه است”.
در این هنگام حمید رسایی دوباره شروع به فریاد زدن کرد و خواستار آن شد که افروغ درباره موضوع صحبت کند.
افروغ نیز در پاسخ به این واکنش گفت: “آقای رسایی! چرا وقتی صحبت از کرکس هایی می شود که با ماجرای فتنه کاسبی راه انداخته اند و به مال و قدرت رسیده اند و شکم شان را با مال حرام پر کرده اند، مصداق را به خودتان می گیرید؟”
رسایی گفت: “من به خودم نمی گیرم جناب آقای افروغ! منتها در اینجا شما بهتر است به جای این بحث ها، درباره حرف های تان در برنامه پارک ملت که مورد سوء استفاده ضد انقلاب و فتنه قرار گرفت صحبت کنید”.
افروغ در پاسخ گفت: “خب! خوب است که آقای وکیل الدوله، موضوع برنامه پارک ملت را به میان کشید. در همان شب من پیامک های تهدید آمیزی دریافت کردم با این مضمون که تو به ولایت فقیه لطمه زدی…”.
رسایی حرف او را قطع کرد و گفت:” آن شب نبود، فردایش بود”.
افروغ جواب داد: “بله. فردا شب اش این آقایی که نمی دانیم ناگهان از کجا صاحب و معیار و شاقول نظام شده، برای من پیامک تهدید آمیز فرستاد”.
در پس زمینه صحبت های افروغ، حمید رسایی بی وقفه فریاد می زد.
اما افروغ چنین ادامه داد: “حرف من همین است. یک عده که من آنها را کاسبین فتنه می دانم، مثل کرکس به جان هر نوع آزادی اندیشه افتاده اند. کجای حرف های من در برنامه پارک ملت، بر ضد ولایت فقیه بود که این آقا به خودش اجازه می ده در نشریه اش مرا عامل آمریکا بخواند”.
رسایی گفت: “تمام سایت های ضد انقلاب از حرف های شما خوشحال شدند”.
افروغ گفت: “اینکه آنها خوشحال شدند، چه ربطی به حرف های من دارد”.
رسایی گفت: “امام فرموده هر وقت بیگانگان از حرف ما خوشحال شدند، باید به خود شک کنیم”.
در این میان مطهری حرف رسایی را قطع کرد و گفت: “نظر امام این نبوده که ما همه را خفه کنیم. این چه معیاری است؟ مگر رسانه های بیگانه همان زمان که امام فرمان ۸ ماده ای صادر کردند، خوشحال نشدند؟ ”
رسایی گفت: “حرف من آن است که جای بحث های آقای افروغ در تلویزیون نبود. آنهم یکطرفه. ایشان شبهاتی مطرح کردند.”
افروغ گفت: “خب آقای عالم! الان ما سراپا گوشیم که استدلال های شما را بشنویم”.
رسایی گفت: “بحث این است که رسانه های بیگانه…”.
افروغ صحبت اش را قطع کرد و گفت:” آقا فرار نکن. مگر ادعا نکردی استدلال داری. بفرما ما گوش می دهیم”.
رسایی گفت: “آقای افروغ باید در یک برنامه کارشناسی بحث کرد”.
مجری گفت: “آقای رسایی به مخاطبان توهین نفرمایید. این برنامه یکی از تخصصی ترین برنامه های رادیو است لطفا جواب بدهید”.
رسایی گفت: “من الان حضور ذهن ندارم…”.
افروغ گفت: “این هم از استدلال آقایان”.
پس از این مشاجره، مطهری وارد بحث شد و گفت: “اینکه امثال رسایی می گویند جای این بحث در تلویزیون نیست حرف مهملی است. با همین تنگ نظری ها کار را به اینجا کشانده ایم”.
رسایی گفت: “آقای باهنر(به اشتباه)! حضرت آیت الله شهید مرتضی مطهری هم در همان اول انقلاب در برنامه های تلویزیونی که شرکت می کردند، از گروه های دیگر هم می آمدند. حضرت آیت الله مصباح بودند و آقایان دیگر”.
مطهری گفت: “تاریخ بلد نیستی آقا جان! اولا اسم من باهنر نیست و مطهری است. در ثانی شهید مطهری هرگز به آن نشست ها نرسید. شهید بهشتی می رفتند. اتفاقا شهید مطهری موضوع انقلاب اسلامی را در یک برنامه جداگانه و به صورت تک نفره مطرح کردند”.
رسایی گفت: “فرق نمی کند!( خنده) به هر حال ما با هم دوستیم فعلا آقای مطهری”.
مطهری جواب داد: “والا ما با شما دوستی نداریم”.
رسایی: “فعلا که هستیم”.
مطهری: “حالا فعلا متاسفانه بله شما هم …”.
افروغ گفت: “آقای رسایی! هنوز جواب نداده اید!”
رسایی گفت: “حرف من این است که آقای افروغ زمانی در درون خانواده انقلاب بوده”.
افروغ گفت: “چرا می گویی بوده؟ یعنی الان نیستم؟ ”
رسایی: “اگر نبودید که من با شما حرف نمی زدم”.
افروغ جواب داد: “به به خیلی ممنون. چه اعتماد به نفسی دارید”.
مطهری گفت: “همین تنگ نظری باعث وضع موجود است. من به آقای سالک هم می گویم که نباید از آزادی ترسید”.
سالک گفت: “من نگفتم نباید کسی حرف بزند”.
مطهری: “منظور شما دقیقا همین بود. شما با آزادی مخالفید”.
رسایی به وسط حرف ها دوید و گفت: “خب شما که نماینده هستید، مگر تا به حال کم حرف های ضد انقلاب را زده اید؟”
مطهری جواب داد: “بس کنید این بچه بازی ها را. شما که سهم تان را گرفته اید. نماینده حق دارد درباره تمام مسائل جاری کشور اظهار نظر کند”.
این برنامه در حالی که رسایی فریاد می زد “و شورای نگهبان هم حق دارد رد اش کند”، در فضایی متشنج به پایان رسید.
|
|