خدمت دوستان عزیز تر از جان... بالاخره چرخ گردون چرخید و قرعه فال به نام من دیوانه زدند و گوی چوگان زندگی در زمین ما افتاد و... و ما هم راهی خدمت مقدس وظیفه شدیم.
آری دوستان... اینک که در این برهه مثلا حساس کشور نیاز مبرمی به بنده دارد تا بروم و از مرز های این میهن عزیز دفاع کنم تا بواسطه حضور این بنده کوچک دشمن نامرد و نالوتی یه خرده بترسد و خدایی ناکرده چشم طمع به این خاک ندوزد...
میدانم...
می دانم که این فراق برای شما عزیزان بسیار سخت و جانسوز است اما چاره ای نیست... این وظیفه ای است که نظام وظیفه بر دوش بنده نهاده تا مواظب ایران باشم...
لطفا گریه نکنید...
اه اه اه... حالم یه جوری شد بابا... این چه طرز حرف زدنه؟؟
آقاجون مای بدبخت داریم اعزام می شیم...
فرار مرار هم فعلا ملغی ست...
خب دیگه کاری ندارین؟؟
می دونم که هیچ کدومتون چش ندارین ریخت منو ببینین... حسودا...
خداحافظ... البته فعلا...
به کوری چشم دشمنام بر می گردم... مطمئن باشید...
« مسابقه بزرگ »
-به بهترین پاسخ ها به سوال زیر به قید قرعه جوایزی اهدا خواهد شد که فقط خودم میدونم و لازم نیست شما بدونین...!! البته جایزه هاش بد نیست... خوبه.
-شرایط مسابقه برای تمامی گروههای سنی آزاد است.
-پاسخ های خود را در پاکت های در باز در بخش نظرات قرار دهید.
-بنده شخصا در رد یا قبول تمام پاسخ ها مختارم.
-از روی دست بغل دستی تقلب نفرمایید.
هزینه آگهی بر عهده برنده مسابقه می باشد.
سوال مسابقه:
با توجه به اینکه ایرانیان بیش از سی سال است که به شعار "مرگ بر آمریکا" عادت کرده اند، در صورت برقراری تماس بین ایران و آمریکای جهان خوار و احیای روابط فی ما بین،شما به عنوان جایگزین این شعار چه شعار دیگری را پیشنهاد می کنید؟
(بی زحمت برای پاسخ به این سوال یه خورده طنزتون رو بالا ببرید...!)
فقط برای اطلاع دوستان و دشمنان بگم روز شنبه بنده از ساعت ۹ صبح تا ساعت ۱۶ بعدازظهر تحت بازجویی بودم.
فعلا همه چیز خوبه و رو براهه.
باز خبری بشه بهتون می گم.
فعلا یا علی...
نخست وزیر دوران دفاع مقدس و رئیس دولت اصلاحات در این دیدار ضمن تاكید بر پایبندی جدی به قانون اساسی و معیارهای اصیل انقلاب و دفاع از جمهوری اسلامی، از تداوم اوضاع ناگوار كنونی به خصوص ادامه بازداشتها، محدود كردن آزادیهای اساسی بر خلاف قانون اساسی و موازین شرعی و اخلاقی، رواج بداخلاقیها ، تهمتزدنها و ناروا گوئیها و محروم بودن كسانی كه مورد تهمت و ناسزاگوئی قرار گرفتهاند از امکان پاسخ ، اظهار نگرانی كردند و این شرایط را بیش و پیش از هر چیز دیگر به زیان انقلاب ، كشور و مردم دانستند.
آنها همچنین تاكید كردند جامعه رشید و بیدار ما كه به خصوص به بركت انقلاب اسلامی راه خود را به سوی عدالت ، آزادی، استقلال و سربلندی یافته است با زور و فشار از راه خود منحرف نخواهد شد و دلبستگان به انقلاب و امام و عظمت ایران و ایرانی نیز با وجود همه مشكلات و تهدیدها از وظیفه الهی و میهنیشان دست بر نخواهند داشت.



تلاشها برای نجات جان بهنود شجاعی، نوجوان محکوم به اعدام به نتیجهای نرسید و وی صبح روز یکشنبه در زندان اوین به دار آویخته شد. بهنود هنگام ارتکاب جرم ۱۷ سال داشت و از سال ۸۴ در زندان به سر میبرد.
جامعه ی مدنی و سیاسی شهر گرگان همچنان از این روند ابراز نگرانی و ناراحتی می کند و بیش از این امنیتی کردن فضا را نه به نفع مردم می داند و نه به نفع نظام.

امروز (یعنی یکشنبه) رفتم سر تمرین تیم شهر.
کلی حال کردم که بازیکنای جدید سر تمرین هستن و تو رگ تیم خون تازه ای دمیده شده اما بعد از صحبت با چن تا از بچه ها حسابی حالم گرفته شد...
وقتی با بچه های هواداران صحبت قرارداد ها شد خیلی حرصم از دست مسئولین تیم در اومد آخه می دونین... ماکزیمم قراردادی رو که قراره با بچه های بومی ببندن ۲۵ میلیونه (با مجتبی بنی عقیل که هنوز هم قطعی نشده) اما در همین حال برای بازیکنی مث بابک نظافت با ۳۶ سال سن حدود ۹۰ میلیون قرارداد می بندن...
حالا بماند که با جوانان تیم هر کدوم حدود ۲-۳ میلیون بستن...
جالبه که بچه ها می گفتن احتمال داره امسال بنی عقیل (یکی از ستاره های محبوب گرگانی) تو تیم نباشه. گفتم آخه چرا؟ می گفتن آخه اون بیچاره به جای ۲۵ تا در خواست ۳۰ میلیون کرده که با جواب منفی مسئولین تیم شهر روبرو شده...!! جالبه که می خوان بخاطر ۵ میلیون این ستاره رو از تیمش دور کنن.
اما امیدوارم ایشالا مسئولین یه کاری کنن مجتبی به تیم شهر برگرده و خورده هم بیشتر برای بومی ها ارزش قائل بشن..
هر چند برای ما گرگانی ها مث همیشه مرغ همسایه غازه...
مسئولین مطمئن باشن اگه مجتبی بره و همین برخورد با بومی ها ادامه پیدا کنه هواداران و حتی ما خبرنگارا ساکت نمی شینیم...
فعلا یا علی.
از مدتی قبل زمزمه های برگزاری مجمع هیئت کوهنوردی استان گلستان شنیده می شد. آشنایان به سیستم هیئت کوهنوردی در گلستان می دانستند که برای این انتخابات جناح اونور روی نعیمی(رییس هلال احمر استان) که هیچ اطلاعی از کوه نداره کار می کردن و اینوری ها هم دوباره برنامه داشتن تا حاج داوود عامری (جانباز و کوهنورد و عکاس گرگانی) رو بر کرسی ماندگار کنن.
همه چیز برای اینوری ها تقریبا داشت خوب پیش می رفت که یه خبرای نسبتا بدی به گوش رسید. زمزمه ها حکایت از این داشت که بالایی ها هم با اونوری ها دستشون تو یه کاسه هست و برای عوض کردن رییس معتدل اینوری ها و جایگزین کردن یه مهره اونوری دست بکار شدن.
مقامات بالایی که از قضای روزگار اونوری هم هستن با یه برنامه ریزی حسابی اسامی حاضران واجد شرایط رای دادن در مجمع رو عوض کردن و با جایگزین کردن مهره های خودشون تونستن برای نعیمی رای جمع کنن. البته این نکته رو هم باید گفت که عامری با دیدن این شرایط به نشانه اعتراض در جلسه حاضر نشد.این جلسه افراد دیگری هم از جمله محمد ایزدی(رییس هیئت شهرستان گرگان) و خانم عاطفی (نایب رییس هیئت استان) و چند نفر دیگر که حق رای داشتند هم به نشانه اعتراض به وضع چیدمان مجمع در جلسه حاضر نشدند.
نکته جالبی که در مجمع به چشم می خورد این بود که طبق قوانین هر کسی که در مجمع حق رای داره به نمایندگی میاد. (مثلا داوران یا مثلا مربیان و یا...) و طبق قانون این نمایندگان باید دارای مدرک باشند (مثلا مربی باید مدرک و کارت مربیگری داشته باشد و داور باید دارای مدارک تایید شده خاص خود باشد) اما این دوستان حاضر در مجمع حائز هیچ کدام از شرایط مذکور نبودند و فقط بخاطر رای دادن به نعیمی اسمشون رو برای جلسه رد کرده بودن...
در هر صورت تعداد نفرات واجد شرایطی که در مجمع حاضر شدن همگی به نعیمی رای دادن و اون برای ۴سال به صندلی ریاست هیئت کوهنوردی استان گلستان تکیه خواهد زد.
این مهره چینی جدید رو به بالایی های اونوری به شدت تبریک می گم...!!!
فعلا یا علی...
همین
همین برای خیلی ها خیلی دردآور است
و شاید بیشتر از خیلی...
مهم نیست در کجا باشیم
در هر جا...
حتی در برنامه های مسخره ی اعترافات...
حتی در صحنه های کتک خوردن...
حتی در زیر فشار...
حتی زیر شکنجه...
حتی در انفرادی...
و هر جای دیگر...
مهم نیست...
مهم این است که ما هنوز زنده ایم ...
و می مانیم...
چون ایرانی هستیم باید بمانیم...
باید زنده بمانیم...
باید بمانیم...
باید...
۲۷شهریور
روز قدس
تمام ایران
همه می آییم...
همه باید بیاییم...
همه...
خودتی و خودتی و خودتی و تنها اون...
هر کی با این شبا حال نکنه باخته...
زمان خوبیه واسه ری استارت کردن خود...

امام خمینی (ره):
روز قدس روز حیات اسلام است

آقا یادش بخیر اون قدیما خیلی برا بسکتبال شهر بال بال می زدیم و هی تن تن مطلب بسکتبالی بالا می دادیم تا اون حد که حال خوانندگان از هر چی بسکتبال بهم می خورد...
اما دگه نمدانم چره نمتانم برا بسکتبال هیچی بینویسم...
اما حالا باز دوباره مث ما رمضان هر سال بچه ها شهر لا اقل به باهانه جام رمضان دور هم جم مشن که این بازم خودش غنیمته...
مگم که...
خودمانیم ها...
این لهجه گرگانی هم عجب چیز با حالیه ها...!!!
آدم باهاش خیلی حای می کنه جان شما...
بقول قدیما... فعلا یا علی...